استراتژی قورباغه در سال فرهنگ!!

استراتژی قورباغه!

فرانسوی ها قورباغه را در قابلمه ی آب انداخته و زیر آن را روشن می کنند، آب کم کم به جوش آمده، قورباغه که خونسرد است دمای بدنش لحظه به لحظه با دمای محیط اطراف هم دما می شود، تا جایی که دیگر توان خود را از دست داده، پخته شده و می میرد!

آری، درست بلایی که دارند بر سر ما و فرهنگمان می آورند!

اول فیلم ها و سریال هایمان را پر کردند از بی حرمتی ها و عشق های مثلثی و خیانت مرد به زن و از آن بدتر خیانت زن به مرد و ...

خوب که دمای بدنمان با این فرهنگ پلید هم دما شد و دیگر حتی دیدن چنین صحنه هایی در دنیای واقعی هم برایمان عادی شد، کم کم شروع کردند در همایش ها و جشنواره ها استفاده از حرکات موزون، هم خوانی خانم ها و کم کم تک خوانی و ... اما همگی در حد جمعیت محدود شرکت کنندگان. گه گاهی خبرهایش در رسانه های خبری کار شد. و ما باز هم کم کم خود را با دمای محیط سازگار کرده و گفتیم «ما را که در یک قبر نمی گذارند!»،  «می خواستند در چنین مراسمی شرکت نکنند!»، «ان شاالله که گربه است!»، «حالا که گذشته است»، «کاری که به دست من نیست!» و ...

حال کارمان به جایی رسیده است که وزیر فرهنگ و ارشادمان مجوز رسمی خواننده ی زن را صادر نموده و آلبوم وی را منتشر می کند!


 

باز هم باید با دمای اطرافمان هم دما شویم؟! اگر این بار نیز سکوت کرده و هیچ نگوییم باید به زنده بودنمان شک کرد، همچون قورباغه ای که در آب جوش مرده است! ما را چه شده است که قدم به قدم از خط قرمزهایمان عقب نشینی می کنیم؟! 

حقا که  راست گفت: « الناس! علی دین ملوکهم»! آری! بی جهت بر سران دولت بر سر مذاکرات و امتیازاتی که با قدم به قدم عقب نشینی داده اند عتاب می کنیم؛ چرا که خود ما نیز همچون آنان قدم به قدم از حدود و قصورمان گذشته و عقب نشینی کرده ایم.

 

نمی دانم اگر از اینجا آغاز نکنیم و نایستیم، آیا اعمال اینچنینی حد یقفی هم خواهند داشت؟! این حد یقف کجا خواهد بود؟ زمانی که از اسلاممان جز نام چیزی باقی نمانده باشد؟! اگر به همین منوال پیش رفته و از ما جز سکوت چیزی شنیده نشود چقدر طول خواهد کشید تا عاشورای 88 دیگری برپا شده و این بار فقط سکوت و تماشای ما را در پی داشته باشد؟!

بدانیم هر قدمی که بر می داریم سرنوشتمان را به گونه ای بر اساس آن رقم خواهیم زد.

نمی دانم باید چه کنیم تا صدای اعتراضمان شنیده شود. کمپین بزنیم؟ ژانر راه انداخته و اخبارش را در رسانه ها منعکس کنیم؟ نامه نوشته و امضا کنیم؟ تگی خطاب به وزیر ارشاد ایجاد کنیم؟ مقابل وزارت ارشاد تجمع و بیانیه صادر کنیم؟ درخواست استیضاح بدهیم؟ یا ...؟ اما این را خوب می دانم که سکوت در این مرحله یعنی خیانت به خود و آیندگانمان...



پ.ن: جناب وزیر فرهنگ و ارشاد(!) جمهوری اسلامی ایران! 

من از بیگانگان هرگز ننالم /// که با من هرچه کرد آن آشنا کرد!

/ 1 نظر / 35 بازدید
پاليزبان

سلام چند نوشته شما را به صورت تصادفي خواندم . تا رسيدم به اين پست . در كليت دغدغه هايي كه در حوزه فرهنگ مطرح نموديد را مي پذيرم . ليكن به راه حلي اشاره ننموديد . اينكه پينوشت به وزير و خدا و پيغمبر خدا بزنيد ره به جايي نخواهد بد جناب گرامي . سي و هفت سال هم مدرسه و هم دانشگاه و هم رسانه هاي گروهي و خصوصاً رسانه مي را در اختيار داشتيم و متاسفانه نه تنها راهي به پيش نبرديم بلكه به قهقرا نيز نزديك شديم . بنابراين به حضرتعالي نيز توصيه مي كنم كه درد را با درمان مطرح كنيد . نگاه هاي شعارگونه به فرهنگ و يا نگاه سياسي به مسايل فرهنگي ، چاره اين بيماري مزمن نيست . البته اين نقد به شخص شما وارد نيست بلكه به حوزه هايي كه چنين فرهنگ و خرده فرهنگ هايي را توليد مي نمايند وارد است . اگر مي بينيد سريال هايي مثل كلاه قرمزي از سريال امام علي ع و امثالهم پيشي مي گيرد و اگر مي بينيد كه بر بام هاي اين مردم بشقاب هاي آنچناني سيز شده است دليلش همين بي توجهي هاست و نه چيز ديگر . موفق باشيد و هميشه دلسوز و متعهد بدرود